حسابداری

انواع موجودی کالا و نرخ گذاری

انواع موجودی کالا و نرخ گذاری : موضوع موجودی کالا یکی از مهم ترین مباحث حسابداری و یکی از با اهمیت ترین حساب ها در حسابداری واحدهای اقتصادی اعم از بازرگانی، تولیدی، پیمانکاری و… می باشد و لذا در این مقاله مدنظر است توصیحاتی در خصوص انواع موجودی کالا و انواع روش های نرخ گذاری آن ارائه شود.

ماهیت موجودی های کالا

موجودی ها کالاهایی هستند که به مشتریان فروخته می شوند. مواد خام و ملزومات مصرفی برای تولید و محصولات تکمیل شده جزو موجودی ها محسوب می شوند.

کار واحدهای بازرگانی خرید و فروش کالاست. واحدهای تولیدی نیز موجودی کالا را خریداری کرده و پس از تبدیل به محصولات ساخته شده، آن ها را به فروش می رسانند. فروش کالاها و محصولات ساخته شده منبع اصلی درآمد اغلب واحدهای تجاری غیر خدماتی است.

در عملیات خرده فروشی، کالاها اغلب پس از خرید بدون تغییر به فروش می رسند. واحدهای خرده فروشی علاوه بر کالاها معمولا ملزوماتی نظیر پاکت های بسته بندی، کاغذ و لوازم التحریر رانیز همراه آن ها خرید و فروش می نمایند.

شرکت های تولیدی چندین نوع موجودی دارند که مواد خام، قطعات یدکی، ملزومات، کالاهای در جریان ساخت و کالاهای تکمیل شده از جمله آن ها هستند.

اصلی ترین کالاهای شرکت های تولیدی

مواد خام و قطعات، اصلی ترین کالاهای شرکت های تولیدی می باشند که به همراه سایر اقلام که یا مستقیما از منابع طبیعی به دست می آیند و یا از دیگران خریداری می گردند، در تولید کالاهای ساخته شده مصرف می شوند.

ملزومات مصرفی نیز مانند مواد خام هستند ولی ارتباط آن ها با محصولات تولیدی غیر مستقیم است. برای مثال در کاخانه تولید پیراهن، پارچه، موجودی مواد خام است ولی روغن های مصرفی برای روانکردن قطعات دستگاه ها جزو ملزومات مصرفی محسوب می شوند.

کالای در جریان ساخت، محصولات نیمه تمامی هستند که بهای تمام شده آن ها شامل مواد خام، دستمزد مستقیم و سربار کارخانه می باشد.

کالاهای ساخته شده تولیداتی هستند که تکمیل شده و آماده فروش می باشند و بهای تمام شده آن ها مانند کالای در جریان ساخت شامل همان اقلام است.

روش های ثبت موجودی های کالا

برای تعیین مقدار موجودی کالا نزد شرکت دو روش وجود دارد :(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

1) سیستم ادواری موجودی کالا

2) سیستم دائمی موجودی کالا.

واحدهای تجاری ممکن است برای تعیین مقدار موجودی های مختلف نظیر مواد خام، کالاهای در جریان ساخت و کالاهای تکمیل شده به طور همزمان از هر دو روش استفاده نمایند.

در سیستم ادواری، شمارش فیزیکی موجودی ها مبنایی برای کنترل، تصمیم گیری های مدیریت و گزارشگری مالی است. باوجودی که این روش نتایج صحیحی را در تاریخی مشخص به دست می دهد اما ثبت دایمی موجودی انجام نمی شود. در سیستم دایمی ورود و خروج و موجودی ها به طور دایم ثبت می گردد.

البته گاهی اوقات نیز تنها ثبت مقداری موجودی ها به صورت دائم انجام می شود و این روش مبنای کنترل بهتری را نسبت به روش ادواری فراهم می کند.

زمانی که از سیستم دائمی استفاده می شود برای تعیین صحت موجودی گزارش در دفاتر، باید شمارش فیزیکی آن ها به صورت ادواری نیز انجام گردد و چنانچه اختلافی بین موجودی فیزیکی و آن چه در حساب ها ثبت شده دیده شد، اصلاحات لازم انجام گیرد تا این دو با یکدیگر مطابقت داشته باشند.

انباشت بهای تمام شده و مقدار موجودی های کالا

اشتباه در ثبت زمان خرید و فروش ها

(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری) زمانی که در یک دوره حسابداری بهای تمام شده کالای آماده فروش انباشته می شود، باید تصمیم مناسبی درباره دوره مالی ثبت انتقال مالکیت کالابه خریدار گرفته شود. چنانچه کالای خریداری  شده در دوره خود ثبت نگردد، صورت های مالی دارای اشتباهاتی خواهند بود.

از لحاظ زمانی، معمولا سه اشتباه ممکن است در ثبت خرید موجودی ها اتفاق افتد اشتباهات مزبور و اثر آن ها بر صورت های مالی به شرح زیر می باشند :

1 –

خرید به درستی ثبت شود ولی کالاهای خریداری شده جزو موجودی های پایان دوره محصوب نشوند. نتیجه این کار کمتر از واقع نشان دادن دارایی های جاری و سود خالص است.

2 –

خرید ثبت نشود ولی کالاها جزو موجودی های پایان دوره محسوب گردند. درنتیجه این کار، دارایی ها به درستی ارائه ولی بدهی های جاری کمتر از واقع و سود خالص بیش از واقع گزارش می شوند.

3 –

خرید ثبت نشود و کالاها نیز جرو موجودی ها ی پایان دوره منظور نگردند. این وضعیت تاثیری بر سود خالص ندارد چرا که هم خرید و هم موجودی پایان دوره به یک مبلغ در حساب ها کمتر ثبت شده اند. اما دارایی ها و بدهی های جاری هر دو کمتر از واقع در ترازنامه نشان داده می شوند.

اشتباه اول و دوم اغلب هنگام استفاده از سیستم ادواری موجودی ها اتفاق می افتد، اشتباه سوم ممکن است در هر دو سیستم اتفاق افتد اما احتمال وقوع آن در سیستم دائمی موجودی بیشتر است.

در اغلب موارد، اشتباهات زمانی ثبت در دوره بعدی حسابداری خنثی می شوند اما تصحیح خود به خود اشتباهات در دوره بعد به معنای عدم نیاز به ارائه تصویر مناسبی از وضعیت مالی و نتیجه عملیات همان دوره واحد تجاری نمی باشد.

مثال :

ارزیابی موجودی ها تاثیر زیادی بر ترازنامه و صورت سود و زیان دارد. مبلغی که واحد های تجاری در موجودی ها سرمایه گذاری می کنند، بخش عمده ای از دارایی های جاری آن ها را شامل می شود و ارزیابی موجودی ها تاثیر مستقیمی بر تعیین بهای تمام شده کالا های فروخته شده دارد. اثر ارزیابی موجودی ها بر صورت های مالی واحد های بازرگانی را که تنها دارای یک نوع کالا می باشند با ذکر مثالی تشریح می کنیم.

فرض کنید بهای تمام شده کالای آماده فروش یک واحد بازرگانی 900،000 ریال شامل موجودی ابتدای دوره و خرید طی سال 10 است. بهای تمام شده کالای آماده فروش در پایان سال 10 به دو بخش تقسیم می شود.

یک قسمت موجودی پایان دوره سال 10 به مبلغ 150،000 ریال و قسمت دیگر بهای تمام شده کالای فروخته شده طی سال 10 به مبلغ 750،000 ریال، بهای تمام شده کالای فروخته شده از کسر کردن موجودی کالای پایان دوره از بهای تمام شده کالای آماده فروش به دست می آید.

هرگونه اشتباه در ارزیابی صحیح بهای تمام شده کالای آماده فروش یا موجودی کالای پایان دوره تاثیر با اهمیتی بر صورت های مالی خواهد داشت.

موجودی ابتدای کالای دوره (دارایی جاری در ترازنامه 29 اسفند سال 9)                            200،000 ریال

اضافه می شود : خرید طی سال 10                                                                        700،000

بهای تمام شده کالای آماده فروش                                                                         900،000 ریال

کسر می شود : موجودی کالای پایان دوره (دارایی جاری در ترازنامه 29 اسفند سال 10)        150،000

بهای تمام شده کالای فروخته شده سال 10                                                             750،000 ریال

کالای در راه

دستور خرید های اقدام نشده توسط فروشنده باعث بروز مشکلاتی برای حسابداران می شود. اما دستور خریدهایی که فروشنده اقدام به ارسال آن ها نموده وضعیت مشخص تری دارند.

مشکلی که در اینجا وجود دارد تعیین مالکیت کالاست. آیا کالای در راه به فروشنده تعلق دارد یا به خریدار؟ انتقال حق مالکیت از فروشند به خریدار زمانی تحقق می یابد که مسولیت قانونی اجناس فروخته شده از شخصی به شخص دیگر منتقل گردد.

معمولا در قراردادهای خرید تصریح می شود که کدام طرف در چه مکانی مسئولیت کالا را به عهده دارد. این موضوع معمولا با ذکر کلماتی نظیر اف او بی به معنای تحویل روی کشتی در نقطه بارگیری و عنوان نمودن مکان به خصوصی که نشان دهنده نقطه بارگیری است بیان می شود مثلا اف او بی بندرعباس.

این بدان معناست که مالکیت کالاها تا زمانی متعلق به فروشنده است که آن ها را در بندرعباس به شرکت حمل و نقلی که در واقع نماینده خریدار است تحویل دهد.

مثال زیر موضوع را روشن تر می کند : (انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

شرکت الف در بندر عباس متقاضی خرید 2000 دست پیراهن از شرکت ب با شرط اف او بی دبی است. مبلغ صورت حساب نیز 10 روز پس از حمل پرداخت می شود. زمانی که شرکت ب اجناس را در دبی به شرکت حمل و نقلی که نماینده الف است تحویل می دهد مالکیت آن ها به شرکت الف منتقل می شود.

دراین حالت هزنیه های حمل باید توسط شرکت الف پرداخت گردد. البته بدهی مربوط به هزینه حمل تا زمان تحویل کالا به این شرکت در حساب های آن ثبت نمی شود. اگر در همین مثال قرارداد با شرط اف او بی بند عباس بود در آن صورت پیراهن ها تا زمان تحویل آن ها در بندعباس متعلق به شرکت ب بود و شرکت الف تا زمان دریافت آن ها هیچگونه دارایی یا بدهی ثبت نمی کرد.

کالاهای امانی و فروش اقساطی

کالاها را ممکن است بدون عقد قرادادهای خرید و فروش به دیگران منتقل نمود. شخص دریافت کننده کالاها را گیرنده کالای امانی یا امانتدار (حق العمل کار) می نامند. وی توافق می کند که کالاها را بدون ایجاد بدهی دریافت کرده و از آن ها در مقابل زیان یا خرابی، حفاظت کند تا زمانی که آن ها را به شخص ثالث به فروش برساند.

در این زمان امانتدار باید وجه حاصل از فروش را پس از کسر حق العمل خود و هزینه های مربوط به فروش به امانت دهند (آمر) پرداخت نماید. بنابرایت امانتدار تنها به عنوان نماینده عمل کرده و مالکیت کالا هیچگاه به وی منتقل نمی شود.

بنابراین تا زمان فروش کالاها توسط امانتدار، آن ها جزو دارایی های واحد تجاری تلقی شده و به بهای تمام شده به اضافه هرگونه هزینه ارسال برای امانتدار افشا می شوند. امانتدار مالک کالای امانی نبوده و نمی تواند آن ها را به عنوان دارایی خود تلقی نماید.

زمانی هم که فروشنده کالایی را به صورت اقساط به فروش می رساند تا زمان باز پرداخت کامل وجه آن ها توسط خریدار، فروشنده مالکیت کالاها را دراختیار دارد. البته این کالاها باید جدا از سایر کالاهای واحد تجاری نمایش داده شوند.

انتظار می رود مشتریان وجه کالاها را به طور معمول پرداخت نمایند بنابراین، قانون انتقال مالکیت در ثبت فروش های اقساطی به نحو فوق طرفدار چندانی ندارد.

بهای تمام شده موجودی های کالا  (انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

عمده ترین کار حسابداران در مورد موجودی های کالا دو چیز است (1) تعیین مقدار موجودی های متعلق به شرکت و (2) تعیین بهای تمام شده آن ها. مقدار موجودی ها با شمارش آن ها تعیین می شود و بهای تمام شده نیز از طریق ارزیابی آن ها قابل تعیین است.

شمارش موجودی های کالا

همان طوری که قبلا گفتیم تعیین صحیح مقدار موجودی نزد شرکت در هر دو سیستم ادواری و دائمی از طریق شمارش آن ها امکان پذیر است. شمارش فیزیکی موجودی ها عموما در پایان سال مالی شرکت یعنی زمانی که عملیات واحد تجاری به طور موقت متوقف شده، انجام می شود.

کار شمارش موجودی ها که به آن انبارگردانی هم گفته می شود، عملیاتی نسبتا مشکل و وقت گیر بوده و نیازمند برنامه ریزی و کنترل مناسب برای اطمینان از صحت شمارش است.

گروه های شمارش که از بین پرسنل شرکت یا افراد ماهر خارج از شرکت انتخاب می شوند موجودی ها را شمارش، توزین و یا اندازه گیری می کنند و آن ها ار در برگه هایی که اصطلاحا تگ یا برگه های شمارش نامیده میشود ثبت می نمایند.

باید دقت شود که کلیه کالاهای متعلق به شرکت در هر مکانی که هستند شمارش شوند و کالاهای متعلق به مشتریان و کالاهای امانی که در مالیکت شرکت نیستند جزو موجودی ها ی کالای شرکت منظور نگردند.

ارزیابی موجودی های کالا

پس از تعیین مقدار موجودی های متعلق به شرکت، نقطه شروع ارزیابی آن ها تعیین اقلام هزینه ای است که به موجودی های خریداری شده یا کالاهای تولید شده تعلق می گیرد. در مورد موجودی های خریداری شده از خارج شرکت عموما مبلغ خالص صورت حساب، بهای تمام شده آن ها محسوب می شود.

منظور از مبلغ خالص، مبلغ صورت حساب  منهای تخفیفات دریافتی از فروشنده است. تخفیفات نقدی را نباید چه موفق به استفاده از آن ها بشویم و چه از آن ها استفاده نکنیم جزو بهای تمام شده موجودی های کالا محسوب نماییم.

از دیدگاه نظری هر هزینه ای که منجر به کسب درآمد شود باید جزو بهای تمام شده موجودی های تحصیل شده منظور گردد.

نتیجه :

در نتیجه از این دیدگاه هزینه های غیر مستقیمی نظیر هزینه های سفارش خرید، حمل به داخل، نقل و انتقال و جابجایی و هزینه انبارداری باید به مبلغ خالص صورت حساب اضافه شود تا کل بهای تمام شده موجودی خریداری شده تعیین گردد.

هر چند گاهی اوقات هزینه فعالیت های لازم برای تعیین تمام هزینه های مرتبط از منافع ناشی ار تعیین بهای تمام شده صحیح آن ها بیشتر می شود. به علاوه تخصیص برخی از هزنیه ها به بهای تمام شده نیاز به قضاوت شخصی دارد.

با وجودی که تخصیص تمام هزینه های تحقق یافته به موجودی ها برای تعیین بهای تمام شده فروش لازم است، اما باید از تخصیص نادرست هزینه ای غیر مستقیم خودداری شود چرا که وسواس زیاد ممکن است اثر منفی بر ارزیابی موجودی ها داشته باشد.

زمانی که هزینه ای اتفاق می افتد و لی به نظر نمی آید که این هزینه بر ایجاد درآمد در آینده موثر است و یا این که مبلق هزینه با اهمیت نیست، بهتر است از منظور نمودن آن در بهای تمام شده خودداری گردد و این نوع هزینه را باید به عنوان هزینه دوره تلقی کرده و از درآمد دوره جاری کسر نمود. بحث های سطور فوق در نمودار زیر خلاصه شده اند :

 

انواع موجودی کالا و نرخ گذاری

کالاهای خریداری شده                                               

تمام هزنیه های تحقق یافاه نظیر هزینه سفارش، جابجایی، محافظت و انبارداری کالا ها از دیدگاه تئوری همانند قیمت خالص صورت حساب، جزو بهای تمام شده کالاها محصوب می شوند. مثال مربوط به خرید پیراهن توسط شرکت الف بریا توضیح نحوه تعیین بهای تمام شده کالاهای خریداری شده در زیر تشریح شده است.

فرض کنید در صورت حساب دریافتی از شرکت ب بهای هر پیراهن 1،000 ریال به شرط ن/30 ، 2/10 قید شده است.

این بدان معناست که شرکت الف هم می تواند تا پیش از 10 روز به مبلغ 1،960،000 ریال {(1،960،000 ریال = 98% *( 1،000 ریال * 2000)} بپردازد و هم می تواند تا 30 روز صبر کند و مبلغ 2،000،000 ریال (2،000،000 ریال = 1،000 ریال *2000) پرداخت نماید. در اینجا هزینه خالص صورت حساب 1،960،000 ریال است.

اگر پرداخت تا قبل از 10 روز صورت نپذیرد 40،000 ریال (1،960،000 – 2،000،000) زیان عدم ده از تخفیف تحت عنوان حساب زیان تخفیفات نقدی خرید (هزینه مالی) در حساب ها ثبت شده و جزو بهای تمام شده موجودی محسوب نمی شود.

هزینه سفارش پیراهن ها، هزینه حمل و هزینه های جابجایی و نگهداری پیراهن پس از دریافت آن ها، هزینه هایی هستند که می توان آن ها راه به بهای تمام شده کالاها اضافه نمود. البته به دلایل ذکر شده در بحث های قبل، اغلب این هزینه ها به عنوان هزینه دوره شناسایی می شوند.

کالا های ساخته شده  (انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

نحوه محاسبه بهای تمام شده کالاهای ساخته شده در یک شرکت تولیدی از برخی جهات شبیه شرکت های بازرگانی و خرده فروشی است. عمده ترین وجه تشابه آن ها در خرید موجودی کالا و اقلام مرتبط با آن است.

اصلی ترین تفاوت نیز در تعیین بهای تمام شده کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده می باشد. ردیابی و پی گیری حرکت مواد و کالاها و هزنیه های آن ها در طول خط تولید اغلب مشکل است اما با کمی دقت، اطلاعات مفیدی برای مدیریت و سایر استفاده کنندگان از صورت های مالی به دست می آید.

همان طوری که پیشتر نیز توصیح دادیم  در شرکت های تولیدی عموما چهار گروه موجودی وجود دارد :

1) مواد خام و قطعات

2)کالای در جریان ساخت

3) کالای تکمیل شده

4) ملزومات کارخانه

بهای تمام شده موجود ها که ناشی از انداره گیری سه جزء هزینه های تولید (مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سربار کارخانه) فرایند تولید و نیز ردیابی هزینه ها تا رسیدن به کالاهای در جریان ساخت و ساخته شده است ، در نمودار زیر نمایش داده شده اند :

انواع موجودی کالا و نرخ گذاری

نظیر آب و برق، مواد غیر مستقیم، دستمزد غیر مستقیم، اجاره، استهلاک، بیمه، ملزومات کارخانه هزینه های نگهداری، مالیات و …

در واحد های تولید وجود سیستم صحیح حسابداری بهای تمام شده از ضروریات حسابداری مالی است. دو نوع سیستم بهای تمام شده در شرکت های تولیدی مورد استفاده قرار می گیرد:

1) سیستم هزینه یابی سفارش کار  2) سیستم هزینه یابی مرحله ای

سیستم هزینه یابی سفارش کار زمانی مورد استفاده قرارمی گیرد که محصولات مجزا و مشخص در شرکت تولید شود. به طور مثال این سیستم در شرکت های پیمانکاری و واحد های تولید خاص استفاده می شود. هر محصول یا گروه محصولات تولید شده مجزا و مشخص بوده و کار خاصی روی آن ها انجام می شود.

کارت های مخصوصی برای هر محصول یا گروه محصولات ایجاد شده و هزینه های مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و سرباز کارخانه اختصاصا برای آن ها صرف شده در کارت مزبور ثبت می شود. هزینه های ثبت شده در این کارت تا زمانی که کار تکمیل نشده است به عنوان بهای تمام شده کالای در جریان ساخت منظور می شوند.

همچنین بهای تمام شده کار تکمیل شده تا زمانی که محصول تولید فروخته نشده، جزو موجودی کالا تکمیل شده محسوب می گردد.

زمان استفاده از سیستم هزینه یابی مرحله ای

سیستم هزینه یابی مرحله ای زمانی استفاد می شودکه محصولات شبیه به هم به تعداد انبوهی تولید گردند. بخش های مختلف تولید بر مبنای تقسیم بندی مشخص برای تفویض مسولیت ها به مراکز هزینه تقسیم

می شوند. هزینه های مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار در مراکز هزینه انباشته می شوند و جمع بهای تمام شده کالای در جریان ساخت در مراکز مختلف هزنیه نیز کالاها ی ساخته شده را تشکیل می دهد. محصولات تکمیل شده شامل تمام هزینه های صرف شده در خط تولید هستند.

وقتی از سیستم هزینه یابی مرحله ای استفاده می شود، بهای تمام شده یک واحد محصول تکمیل شده معمولا از گزارش بهای تمام شده تولید دوایر به دست می آید. این گزارشات نشان می دهند که کل بهای تمام شده را چگونه باید به محصولات اصلی و محصولات فرعی یا ضایعات تسهیم کرد.

معمولا محصولا فرعی را به خالص ارزش بازیافتنی قیمت گذاری می کنند. البته چنانچه ارزش ان ها چندان با اهمیت نباشد هزینه ای به این محصولات تخصیص نمی یابد.

سرشکن نمودن بین محصولات

حسابداران در بسیاری از موارد باید بهای تمام شده محصولات واحدهای تولید را به دو یا چند محصول سر شکن نمایند. تسهیم هزینه های مشترک برای تعیین قیمت واحد هر محصول لازم بوده و معمولا بر مبنای ارزش نسبی فروش محصولات مشترک انجام می شود.

با تقسم کل هزینه ها بر کل قیمت فروش ممحصولات مشترک، درصد بهای تمام شده به دست می آید که از حاصلضرب آن با قیمت فروش هر واحد محصول، بهای تمام شده برآوردی هر واحد محصول تولید شده محاسبه می گردد.

(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

بهای تمام شده استاندارد

در بسیاری از واحدهای تولیدی نیز بهای تمام شده استاندارد بخشی از سیستم بهای تمام شده آن ها را تشکیل می دهد. بهای تمام شده استاندارد برآورد هزینه هایی است که باید در شرایط نسبتا ایده آل صرف شوند.

هدف اصلی بهای تمام شده استاندارد تعیین کارایی عملیات شرکت است، ولی در عین حال از آن برای ارزیابی موجودی های کالا نیز استفاده می شود. عواملی که باعث می شوند تا بهای امام شده استاندارد ابزار کنترل مفیدی باشد، باعث کاهش فایده آن در ارزیابی موجودی ها می گردند.

بهای تمام شده استاندارد یک محصول زمانی ابزار مفیدی برای کنترل است که بگوید چه هزینه ای باید باشد نه این که چه هزینه ای هست یا بوده است.

زمانی که از بهای تمام شده استاندارد برای ارزیابی موجودی کالا استفاده می شود، حسابداران باید اطمینان یابند که بهای تمام شده استاندارد، برآورد معقولی از هزینه های واقعی تحقق یافته است.

فرضیات گردش بهای تمام شده

اصلاح گردش بهای تمام شده به جریان ورودی هزینه ها، زمانی که کالاها خریداری یا ساخته می شوند و جریان خروجی آن وقتی همین کالاها فروخته می شوند اطلاق می گردد. بهای تمام شده باقیمانده در موجودی ها حاصل اختلاف بین جریان ورودی و جریان خروجی هزینه هاست.

در طول یک دوره مالی نظیر یکسال یا یک ماه، ممکن است کالاهای یکسانی با قیمت های متفاوت خریداری یا تولید شوند و مشکلی که حسابداران در این وضعیت با آن روبرو هستند آن است که چه قیمت هایی را باید به موجودی های باقیمانده و چه قیمت هایی را به کالاهای فروخته شده تخصیص دهند.

مشکل اصلی در حسابداری موجودی های کالا به طور خلاصه عبارت است از این که :

هدف اصلی  حسابداری موجودی های کالا تعیین صحیح مبلغ سود از طریق فرآیند تطابق مناسب هزینه ها با درآمد است. بهای تمام شده موجودی های کالا را می توان براساس فرضیات مختلفی (نظیر اولیبن صادره از اولین وارده، میانگین و اولین صادره از آخرین وارده تعیین نمود.

در انتخاب هریک از روش های مزبور هدف اصلی آن است که روش امتحان شده، سود دوره را به بهترین وجهی نشان دهد.

عدم الزام به انطباق

نیازی نیست که گردش فرضی بهای تمام شده موجودی های کالا و کالای فروخته شده با جریان فیزیکی آن ها نیز مطابقت داشته باشد. فرضیات گردش بهای تمام شده به جریان هزینه ها (بهای تمام شده) مربوط است نه گردش فیزیکی آن ها.

اینکه کدام یک از واحدهای فیزیکی موجودی کالا فروخته شده و کدام باقیمانده اند ارتباطی با ارزیابی ریالی موجودی های کالا و تعیین سود خالص ندارد.

تمام روش های ارزیابی موجودی ها بر مبنای اصل بهای تمام شده است. فرقی نمی کند. که چه روشی (فرضی) مورد استفاده قرار گیرد، به هرحال موجودی ها بر مبنای بهای تمام شده ارزیابی می شوند.

حسابداران هنگام انتخاب روش ارزیابی (یا فرض بهای تمام شده)، در واقع هزینه ها را با درآمد ها تطابق می دهند و مطلوبترین انتخاب آن است که به روشن ترین شکلی سود دوره را منعکس نماید. رایج ترین روش های ارزیابی موجودی های کالا عبارتند از :

1) اولین صادره از اولین وارده (FIFO)
2) اولین صادره از آخرین وارده (LIfo)
3) میانگین موزون
4) شناسایی ویژه

براساس تحقیقی که اخیرا در آمریکا انجام شده، از 600 شرکت مورد بررسی، 366 شرکت روش FIFO ، 408 شرکت از روش LIFO، 235 شرکت از روش میانگین و 52 شرکت از سایر روش های ارزیابی موجودی های کالا استفاده می کنند. واضح است که بسیاری از شرکت ها ممکن است بیش از یک روش را مورد استفاده قرار دهند.

روش اولین صادره از اولین وارده


در روش اولین صادره از اولین وارده فرض بر این است که ابتدا قدیمی ترین موجودی های شرکت فروخته می شوند. این فرض بهای تمام شده عموما با واقعیت مطابقت دارد. مدیریت معمولا مایل است کالاهای قدیمی تر را به مشتریان بفروشد و کالاهای تازه تر را در شرکت نگه دارد.

کاربرد این روش ساده است و با اصل بهای تمام شده منطبق است. همچنین بهای تخصیصی به موجودی ها نیز به قیمت های جاری یا در واقع بهای جایگزینی آن ها نزدیک تر است.

مثال :

برای درک بهتر کاربرد روش مزبور، اطلاعات فروردین ماه محصول الف شرکت لیندا را در نظر بگیرید:

1 فروردین

8 فروردین

25 فروردین

30 فروردین

موجودی نزد شرکت

خرید

خرید

خرید

200 واحد فی 700 ریال

100 واحد فی 800 ریال

300 واحد فی 900 ریال

400 واحد فی 1.000 ریال

140.000 ریال

880.000 ریال

270.000 ریال

400.000 ریال

جمع 2.000 واحد 1.690.000 ریال

 

جمعا 2.000 واحد کالا در فروردین ماه آماده فروش بود که 1.300 واحد آن فروخته شد.

بر طبق شمارش موجودی ها در پایان فروردین ماه 700 واحد کالا در شرکت باقیمانده است. اجناس باقیمانده می تواند مربوط به هریک از کالاهای ابتدای فروردین ماه یا خریدهای طی ماه باشد.

استفاده از روش FIFO

اگر ما روش FIFO  را برای گردش موجودی ها انتخاب نماییم، آنچه که باقیمانده در واقع از آخرین خرید های شرکت است. نحوه محاسبه بهای تمام شده موجودی  کالا نزد شرکت لیندا با استفاده از روش FIFO به شرح ذیل است :

30 فروردین ماه (آخرین خریدها)

25 فروردین ماه (خرید ماقبل آخر)

400 واحد 1.000 ریال

300 واحد فی 900 ریال

700

400.000 ریال

270.000 ریال

670.000 ریال

بهای تمام شده کالای فروش رفته شامل قدیمی ترین موجودی هابه قیمت کل 1.020.000 ریالی (1.690.000 ریال کالای آماده فروش منهای 670.000 ریال موجودی نزد شرکت) می باشد.

روش FIFO  در هر دو سیستم ادواری و دایمی نتیجه یکسانی می دهد چرا که کلیه برداشت ها از اولین و قدیمی ترین موجودی های کالای شرکت است.

(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

روش اولین صادره از آخرین وارده

در روش اولین صادره از آخرین وارده فرض بر این است که آخرین خریدها اول فروخته می شوند، چرا که بهای تمام شده جاری برای انجام فروش های جاری و نگهداری موجودی کافی نزد شرکت صرف شده است.

طبق این دیدگاه، آخرین بهای تمام شده نزدیکترین هزینه مرتبط با درآمد جاری است، بنابراین اصل تطابق هزینه ها با درآمد در نظر گرفته شده است.

موجودی های کالای ترازنامه در روش LIFO به اولین قیمت ها ارزیابی شده اند.

مثال شرکت لیندا را با اطلاعات اضافه تر در مورد فروش آن در ماه فروردین به شرح زیر در نظر بگیرید.

خرید فروش
تاریخ شرح تعداد قیمت واحد جمع تاریخ واحد های فروخته شده
1 فروردین

8 فروردین

25 فروردین

30 فروردین

موجودی نزد شرکت

خرید

خرید

خرید

200

1.100

300

400

2000

700 ریال

800

900

1.000

140.000

880.000

270.000

400.000

1.690.000

6 فروردین

9 فروردین

15 فروردین

27 فروردین

100

200

400

600

1300

 

در روش LIFO بهای تمام شده تخصیص یافته به موجودی کالای پایان دوره بستگی به این دارد که شرکت از سیستم ادواری استفاده می کند یا دایمی.

انواع موجودی کالا و نرخ گذاری

سیستم ادواری موجودی های کالا

براساس اطلاعات فوق، بهای تمام شده 700 واحد باقیمانده طبق روش ادواری LIFO به شرح زیر است :

موجودی پایان دوره طبق روش LIFO
(سیستم ادواری موجودی ها)

1 فروردین ماه (موجودی ابتدای دوره )

8 فروردین ماه (اولین خرید)

جمع

200 واحد فی 700 ریال

500 واحد فی 800 ریال

700

140.000 ریال

400.000 ریال

540.000 ریال

 

موجودی پایان فروردین ماه طبق روش LIFO متشکل از دو بخش است : 200 واحد موجودی ابتدای فروردین ماه به اضافه 500 واحد از واحد های خریداری شده طی فروردین ماه بهای تمام شده واحدهای فروخته شده شامل آخرین موجودی های اضافه شده است که برداشت می شوند و به بهای تمام شده کالای فروخته شه انتقال می یابند.

بهای تمام شده واحدهای اولیه کالا را تا زمانی که تمامی کالاهای اخیرا اضافه شده برداشت نشده اند، نمی توان به بهای تمام شده کالای فروخته شده تخصیص داد. بهای تمام شده کالای فروخته شده در فروردین ماه 1،150،000 ریال ( 1690،000 ریال کالای آماده فروش منهای 540،000 ریال کالای پایان فروردین ماه) بوده و شامل آخرین خرید های انجام شده است.

(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

سیستم دایمی موجودی های کالا

برخلاف روش اولین صادره از اولین وارده در روش اولین صادره از آخرین وارده هنگامی که از سیستم دایمی موجودی های کالا استفاده می شود نتیجه کار متفاوت از زمانی است که سیستم ادواری مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی از سیستم دایمی کالا استفاده می شود، هر برداشت از آخرین خریدهای انجام شده است.

این بدان معناست که اقلامی هم ممکن از موجودی ابتدای دوره و یا خرید های اولیه برداشت شوند چرا که زمان برخی فروش ها بر خرید های بعدی تقدم دارند. مجددا مثال شرکت لیندا را در نظربگیرید، بهای تمام شده کالاهای فروخته شده با استفاده از سیستم دایمی موجودی ها ، 1،060،000 ریال به شرح زیر است :

بهای تمام شده کالای فروخته شده کالای الف – روش LIFO
(سیستم دایمی موجودی)
6 فروردین ماه

9 فروردین ماه

15 فرودین ماه

27 فروردین ماه

 

جمع

100 واحد فی 700 ریال

200 واحد فی 800 ریال

400 واحد فی 800 ریال

300 واحد فی 900 ریال

300 واحد فی 800 ریال

1300

70.000 ریال

160.000 ریال

320.000 ریال

270.000 ریال

240.000 ریال

1.060.000

موجودی کالای پایان دوره در سیستم دایمی موجودی ها 630،000 ریال (630،000 ریال = 1،060،000 ریال- 1،690،000 ریال) به شرح زیر است :

موجودی پایان دوره کالای الف – روش lifo

(سیستم دایمی موجودی)

اول  فروردین ماه (موجودی ابتدای دوره)

8 فروردین ماه

30 فروردین ماه

جمع

100 واحد فی 700 ریال

200 واحد فی 800 ریال

400 واحد فی 1،000 ریال

700

70،000 ریال

160،000 ریال

400،000 ریال

630،000 ریال

مشاهده می کنید که نتیجه روشLIFO در ارزیابی موجودی ها با استفاده از سیستم دایمی کالا بسته به تاریخ های خرید و فروش موجودی کالا متفاوت از زمانی است که از سیستم ادواری استفاده می شود.

روش تعدادی اولین صادره از آخرین وارده

استفاده از روش LIFO برای تعیین بهای تمام شده موجودی ها ممکن است در عمل مشکل باشد، خصوصا زمانی که محاسبات بدون استفاده از کامپیوتر انجام می شود.

وقتی در یک دوره حسابداری تعداد اقلام کالاهای شبیه به هم و تعداد معاملات زیاد باشد، برای تعیین بهای تمام شده کالای فروخته شده و نیزموجودی پایان دوره از میانگین موزون بهای تمام شده و کالاهای فروخته شه و نیز موجودی پایان دوره از میانگین موزون بهای تمام شده و کالاهای خریداری شده طی دوره حسابداری استفاده می شود.

در این روش نیازی به تعیین بهای تمام شده هر سری از خریدها یا فروشها به صورت خاص نیست . این روش را می توان در سیستم ادواری موجودی کالا مورد استفاده قرار داد که به آن روش تعدادی LIFO گفته می شود. با استفاده از اطلاعات مسئله قبل این روش را شرح می دهیم :

موجودی کالای پایان دوره : روش تعدادی
موجودی ابتدای دوره

خریدهای فروردین ماه

جمع

200 واحد فی 700 ریال

500 واحد فی 861

700

140،000 ریال

430،500

570،500 ریال

نحوه محاسبه میانگین موزون واحد های خریداری شده در فروردین ماه :

بهای تمام شده خریدها در فروردین ماه                                                    1،550،000 ریال

تعداد واحدهای خریداری شده                                                               1،800 واحد

میانگین موزون قیمت هر واحد ( ریال )                                      861 ریال

روش تعدادیLIFO  فقط زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که موجودی های کالا طی دوره حسابداری افزاریش پیدا کنند. موجودی های اضافه شده در فروردین ماه تا زمانی که تعداد آن ها 700 واحد یا بیشتر باشد در ماه های بعد خصوصیت خود را حفظ می کنند. اما اگر تعداد واحدهای موجود در اردیبهشت ماه به 400 واحد کاهش یابد، موجودی در 31 اردیبهشت ماه شامل 200 واحد 700 ریالی و 200 واحد 861 ریالی است.

(انواع موجودی کالا و نرخ گذاری)

روش ارزش ریالی LIFO

همان طوری که قبلا نیز عنوان شد چنانچه فقط یک قلم کالا وجود داشته باشد، تعیین بهای تمام شده به روش LIFO ساده است. ولی اگر در یک واحد تجاری موجودی ها متنوع باشند استفاده از روش LIFO برای تعیین بهای تمام شده هریک از اقلام نسبتا مشکل است، به خصوص اگر موجودی های اولیه سال ها قبل خریداری شده باشند این واحد تجاری ممکن است برای ساده کردن کاربرد روش LIFO، از روش ارزش ریالی LIFO استفاده کند.

در این روش موجودی هایی که مربوط به یک خط تولید هستند و یا خصوصیات مشابهی دارند در یک سبد جمع می شوند. برای هریک از اقلام موجود در سبد به طور جداگانه، بهای تمام شده بر اساس روش LIFO به شرح گفته شده در روش اولیه آن محاسبه می شود.

جمع بهای تمام شده هرسبد، بهای تمام شده سال پایه با شاخص 100 برای آن سبد قرا می گیرد. جمع بهای تمام شده تمام سبدها، موجودی LIFO را در تاریخ پذیرش روش ارزش ریالی LIFO تشکیل می دهند.

ارزیابی موجودی پایان دوره

موجودی پایان دوره بعدی در هر سبد ابتدا به بهای تمام شده جاری ارزیابی می شود. سپس جمع بهای تمام شده جاری با استفاده از شاخص مناسب به معادل بهای تمام شده سال پا یه تبدیل می گردد. افزایش در موجودی پایان دوره هر سبد بر حسب بهای تمام شده سال پایه، به بهای تمام شده معمول طی سال جاری ارزیابی  می شود.

در عمل، از شاخص بهای تمام شده پایان سال بر پایه ارزیابی موجودی های اضافه شده استفاده می گردد. محدودیت هایی که عملا در محاسبه چندین شاخص وجود دارد باعث به کار بردن روش فوق شده است.

کاهش در موجودی پایان دروه هر سبد بر حسب بهای تمام شده سال پایه، از آخرین اقلام اضافه شده به موجودی ها کسر می شود. بدین ترتیب در روش ارزش ریالی LIFO تغییر در موجودی ها به جای این که بر حسب واحد ها حساب شود بر مبنای ارزش ریالی محاسبه می گردد

روش ارزش ریالی lifo را به چهار شیوه می توان به کار برد 1) بسط مضاعف 2) زنجیره مرتبط به هم 3) روش شاخص 4) خرده فروشی تفاوت عمده این شیوه ها در محاسبه شاخص است.

بسط مضاعف ارزش ریالی lifo

طبق روش بسط مضاعف ارزش ریالی lifo، موجودی پایان دوره سال بعد از سال پایه برای هر سبد با استفاده از دو ارزش محاسبه می شود، بهای تمام شده جاری و بهای تمام شده سال پایه.

ضریب به دست آمده از حاصل تقسیم مجموع بهای تمام شده جاری به بهای تمام شده سال پایه، شاخص بهای تمام شده آن سبد برای سال جاری بوده و از آن برای ارزیابی هر گونه افزایش در سبد آن سال استفاده می شود و اصطلاح بسط مضاعف به دو بار محاسبات مقدار، ضرب در بهای تمام شده واحد اشاره دارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا