حسابداری

حسابداری تولید دارایی ثابت

حسابداری تولید دارایی ثابت : برخی از انواع دارایی ها شامل ساختمان ، ماشین آلات و تجهیزات یا به دلیل صرفه جویی در بهای تمام شده و یا به علت کنترل کیفیت دارایی مذکور توسط خود شرکت ساخته می شوند. در تعیین بهای تمام شده این نوع از دارایی مسایل متعددی وجود دارد. حسابداران عموماً معتقدند که تمام هزینه های مستقیم صرف شده برای ساخت دارایی ها باید به هزینه های سرمایه ای منظور گردند. هزینه های مستقیم آنهایی هستند که به طور مشخص هنگام ساخت یک دارایی صرف می شوند به نحوه ای که در صورت عدم ساخت دارایی مذکور ، این هزینه ها ایجاد نمی شدند.

اجزاء هزینه های مستقیم عبارتند از مواد ، دستمزد ، طراحی ، مهندسی و ….

در مورد این که آیا هزینه های سربار باید جزو بهای تمام شده دارایی در دست ساخت منظور شوند یا نه ، بحث های زیادی بین حسابداران وجود دارد.

بحث اصلی این است که آیا هزینه های سرباری که در هر صورت وجود داشته و مستقیماً به دارایی جدید مربوط نیستند (یعنی در صورت عدم ساخت دارایی مذکور نیز وجود داشتند) جزو بهای تمام شده آن منظور شوند یا نه ؟

بخش های سازنده دارایی جدید (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت ) :

برخی از واحدهای تجاری دارای بخش هایی با نام مهندسی و ساخت هستند که کار آنها به طور معمول و مشخص ساخت دارایی های جدید است.

هزینه های سربار این بخش ها هم در ارتباط با عملیات جاری و هم دارایی های جدید است.

نکته مهم این است که چه بخشی از این سربار به دارایی های در حال ساخت مربوط است؟

البته پذیرش این موضوع که ساخت دارایی های جدید بدون افزایش سربار صورت گرفته ، مشکل است.

توضیح  :

ولی واقعیت این است که برخی از هزینه های سربار ثابت بوده و در صورت عدم ساخت دارایی ، باز هم به وقوع می پیوندند.

تخصیص هزینه های ثابت به دارایی ها و تولیدات شرکت باعث می شود که بهای تمام شده محصولات تولیدی در دوره ای که شرکت در حال ساخت دارایی است ، کاهش یابد.

همچنین سود قبل از مالیات شرکت نیز در همان دوره به مبلغ هزینه های سربار ثابتی که به دارایی های در جریان ساخت تخصیص داده شده ، افزایش می یابد.

حسابداری تولید دارایی ثابت

در این ارتباط سه روش مختلف به شرح ذیل پیشنهاد شده است (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت ) :

1-عدم تخصیص هزینه های سربار به دارایی های در دست ساخت شرکت :

این نظریه طرفداران زیادی ندارد چرا که در هر صورت برخی از هزینه های سربار ، مستقیماً به دارایی های در دست ساخت شرکت مربوطند و منظور نمودن هزینه های فزاینده سربار به سود و زیان دوره (کاهنده سود دوره) به معنای عدم شناسایی هزینه های سرمایه ای در آن دوره است.

2-تخصیص تنها هزینه های فزاینده (یا متغیر) سربار به دارایی در دست ساخت شرکت:

این نظریه قابل دفاع است چرا که هزینه های فزاینده سربار جزو هزینه های مربوطی است که مدیریت در تصمیم گیری خود راجع به ساخت یا عدم ساخت یک دارایی از آن استفاده می کند.

در این روش هزینه های ثابت سربار جزو هزینه های جاری دوره محسوب می شوند ، چرا که در هر صورت این هزینه ها وجود داشتند و صرفاً به خاطر ساخت دارایی ایجاد نشده اند.

یعنی ارتباطی بین دارایی در دست ساخت با هزینه های سربار ثابت وجود ندارند.

در عمل بیشتر این نظریه کاربرد دارد ، چرا که سود یا زیان دوره در این نظریه مخدوش نمی شود.

3-تخصیص برخی از کل هزینه های سربار به دارایی در دست ساخت شرکت (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت ) :

بحثی که در مورد این نظریه عنوان می شود آن است که تخصیص درصد مناسبی از کل هزینه های صرف شده به تمام خروجی های شرکت (شامل محصولات و دارایی های در حال ساخت) منطقی است.

اگر شرکتی دارایی جدیدی را بدون لطمه زدن به عملیات جاری و معمول خود بسازد ، بدان معناست که شرکت مذبور توانسته از ظرفیت بلا استفاده خود به نحوه ی مطلوبی استفاده نماید و این حقیقت باید در درآمد دوره منعکس شود.

تخصیص تمام هزینه های سربار شرکت به بخش خاصی از تولیدات آن به معنای عدم توجه به واقعیات و کمتر از واقع نشان دادن بهای تمام شده در دست ساخت شرکت می باشد.

نکته :

چنانچه بهای تمام شده دارایی در حال ساخت شرکت کمتر از ارزان ترین پیشنهاد قیمت ارائه شده برای دارایی فوق باشد ، هیچ گونه سودی شناسایی نمی شود.

سود دارایی ها تنها از طریق خرید ، استفاده و سپس فروش آنها ایجاد می شود نه ساخت توسط خود شرکت.

این صرفه جویی هزینه هنگام محاسبه هزینه استهلاک کمتر در دوره های آتی خود به خود ملحوظ می گردد.

بهره در دوران ساخت دارایی (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت ) :

ساخت دارایی ها مستلزم صرف مبالغی بابت مواد ، دستمزد و سربار است و ممکن است واحد تجاری بابت ساخت آنها مجبور به دریافت وام از خارج شرکت باشد.

آیا هزینه بهره ، وام دریافتنی برای این منظور جزو بهای تمام شده دارایی در دست ساخت است ؟

این موضوع از موارد بحث انگیز حسابداری مالی است.

حسابداران عموماً هزینه بهره را جزو هزینه های دریافت وام محسوب می کنند نه بهای تمام شده دارایی ها.

فرض کنید شرکت الف یک دارایی را به صورت نقدی خریداری می کند ، شرکت ب نیز همین دارایی را از طریق دریافت وام تحصیل می نماید.

آیا هزینه بهره این وام نیز جزو بهای تمام شده دارایی در دست ساخت است ؟ (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

منطق چنین حکم می کنند که هزینه بهره جزو هزینه های تامین مالی باشد نه بهای تمام شده دارایی.

یعنی هزینه وام دریافتی را نباید جزو هزینه های سرمایه ای محسوب نمود.

نقطه مقابل نظریه فوق آن است که هزینه بهره را باید جزو بهای تمام شده دارایی در دست ساخت منظور نمود.

چرا که وام دریافتی بابت ساخت دارایی بوده است.

مدیریت واحد تجاری هنگام تصمیم گیری برای ساخت یک دارایی ، تمامی جنبه ها از جمله هزینه بهره وام را مدنظر قرار می دهد.

به علاوه این که اگر دارایی به صورت آماده از بیرون واحد تجاری خریداری شود ، بهره سرمایه گذاری در بهای تمام شده کالای ساخته شده منظور شده است.

حسابداری تولید دارایی ثابت

بهره وام دریافتی  (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت ) :

به همین دلایل عده ای معتقدند که بهره وام دریافتی برای ساخت دارایی باید به بهای تمام شده دارایی ساخته شده اضافه گردد.

هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی در سال 1979 بیانیه شماره 34 را با عنوان سرمایه ای محسوب کردن هزینه بهره منتشر کرد.

طبق این بیانیه ، بهای تمام شده دارایی ها شامل تمام هزینه های به وقوع پیوسته برای آماده نمودن دارایی جهت استفاده مورد نظر می باشد.

چنانچه برای مهیا نمودن دارایی به موقعیت دلخواه هزینه بهره ای پرداخت شود ، این هزینه جزو بهای تمام شده دارایی مورد نظر محسوب می شود.

این دوره را ” دوره تحصیل ” دارایی نامند.

هدف از انجام این کار : (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

1-اندازه گیری دقیق تمام هزینه های صرف شده برای سرمایه گذاری در دارایی است.

2-مربوط نمودن این سرمایه گذاری ، شامل هزینه بهره ، به درآمدهای سال های آتی که از دارایی استفاده می شود.

براساس استانداردهای حسابداری ، در صورت تحقق شرایط تعیین شده ، هزینه های تامین مالی را می توان سرمایه ای منظور نموده و به بهای تمام شده دارایی های مربوط اضافه کرد.

به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی تنها در مدت زمانی که صرف تکمیل و آماده سازی دارایی برای استفاده مورد نظر می گردد ، انجام خواهد شد.

بنابراین معمولاً بین دوره زمانی آماده سازی دارایی و مبلغ هزینه تامین مالی که به حساب دارایی برده می شود ، رابطه وجود دارد.

هزینه سرمایه ای :

به هزینه سرمایه ای منظور نمودن بهره برای دارایی هایی که جهت استفاده خود واحد تجاری ساخته می شوند و نیز دارایی هایی که به طور مشخص برای فروش یا اجاره به شرط تملیک ساخته می شوند ضروری است (نظیر کشتی یا املاکی که توسط شرکت های ساختمانی ساخته می شوند).

در مورد کالاهایی که به طور معمول و در حجم بالا و به صورت دائمی تولید می شوند ، دارایی های در دست استفاده یا آماده برای استفاده و نیز دارایی هایی که واحد تجای قصد استفاده از آنها را در عملیات معمول خود ندارد ، هزینه بهره ، سرمایه ای محسوب نمی شود.

مثال : (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

به طور مثال هزینه بهره مربوط به زمینی که بدون استفاده مانده به حساب سرمایه ای منظور نمی گردد ، اما اگر قطعه زمینی برای مقصود خاصی بهسازی و آماده شود ، هزینه بهره وام بهره دریافتی بابت خرید و آماده سازی زمین به حساب سرمایه ای منظور می شود.

بنابر این اگر زمینی برای پارکینگ خریداری گردیده و یا زمین آماده شده فروخته شود ، هزینه بهره وام دریافتی به حساب سرمایه ای منظور می گردد.

البته اگر زمینی برای احداث ساختمان شرکت در آن و یا فروش ساختمان مذکور مورد استفاده قرار گیرد ، هزینه بهره وام دریافتی به حساب بهای تمام شده ساختمان منظور می شود.

توضیح :

مبلغ هزینه بهره را می توان به حساب سرمایه ای منظور کرد ، عبارت از وامی است که در زمان تحصیل دارایی مورد نظر ایجاد شده و چنانچه دارایی مذکور خریداری نمی گردید ، وام مورد بحث نیز دریافت نمی شد و هزینه بهره ای وجود نداشت.

نیازی به گفتن نیست که کاربرد مفاهیم فوق ساده نیست.

اگر منبع تامین مالی پروژه ای وام بخصوصی باشد ، بهره وام مذکور به بهای تمام شده پروژه اضافه می شود.

استفاده از وام های موجود :  (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

البته اگر منبع تامین مالی پروژه ای وام خاصی نباشد و از وام های موجود شرکت استفاده شود ، در آن صورت میانگین نرخ بهره موثر وام های در جریان شرکت برای محاسبه مبلغ هزینه سرمایه ای ، مورد استفاده قرار می گیرد.

مبلغ بهره ای که در یک دوره حسابداری به حساب سرمایه ای منظور می شود نباید از جمع کل هزینه بهره تحقق یافته آن دوره بیشتر باشد.

منظور از دوره تحصیل دارایی ، وقتی است که سه شرط زیر تحقق یافته باشد :

1-برای تحصیل دارایی بخصوصی هزینه ای تحقق یافته باشد.

2-فعالیت لازم برای آماده نمودن دارایی جهت استفاده در جریان باشد.

3-هزینه بهره تحقق یافته باشد.

هزینه بهره تا زمانی به حساب سرمایه ای منظور می شود که هر سه شرط فوق وجود داشته باشد.

زمان خاتمه آن نیز وقتی است که دارایی تکمیل و آماده استفاده شده باشد.

افشا در صورت های مالی :  (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

جمع کل بهره تحقق یافته و بهره سرمایه ای باید در یادداشت های همراه صورت های مالی افشا شود.

مثال :

برای توضیح محاسبات هزینه بهره سرمایه ای به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی ، فرض کنید که شرکت لادن در سال جاری کوره ذوب فلزاتی را در کارخانه ساخته است.

کار ساخت این کوره از تاریخ اول خرداد ماه آغاز و در تاریخ اول اسفند ماه همان سال خاتمه یافت.

بنابراین دوره تحصیل این کوره 9 ماه می باشد. در اول خرداد ماه شرکت لادن وام 4.000.000 ريالی پنج ساله ای را به منظور تامین مواد اولیه و قطعات کوره ذوب با نرخ 15% دریافت نمود.

ضمن این که بابت هزینه های اضافی مبلغ 3.600.000 ريال نیز از وام عمومی دریافتی شرکت (به مبلغ 40 میلیون ريال با نرخ میانگین 12%) تامین مالی نمود.

منتهی این مبلغ به طور یکجا مورد استفاده قرار نگرفت بلکه (به مدت 9 ماه) مبلغ 400.000 ريال از این وام برداشت شد.

بدین ترتیب میانگین مبنای محاسبه بهره وام عمومی شرکت 1.800.000 ريال ( 1.800.000 ريال = 2 / 3.600.000 ريال) طی دوره ساخت آن می باشد.

جمع هزینه های بهره ای که به بهای تمام شده کوره اضافه می شود به شرح زیر خواهد بود :  (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

وام دریافتی بابت کوره در اول خرداد ماه                                450.000 ريال

((12 / 9 ) * 15 /0 * 4.000.000 ريال)

میانگین بهای تمام شده اضافه از اول خرداد                             162.000

تا اول اسفند ماه ((12 / 9 ) *12 / 0 * 1.800.000 ريال)

.                                                                                     ———-

جمع هزینه بهره اضافه شده به بهای تمام شده کوره                  612.000 ريال

حال فرض کنید که شرکت لادن تمام بهره های تحقق یافته را به حساب هزینه بهره منظور نموده است.

در این صورت ثبت اصلاحی برای انتقال حساب هزینه بهره به بهای تمام شده کوره به شرح ذیل است :

ماشین آلات و تجهیزات                                  612.000

.           هزینه بهره                                                       612.000

ثبت اصلاحی حساب هزینه برای انتقال به حساب بهای تمام شده کوره ذوب

بدین ترتیب بهای تمام شده کوره ذوب 8.212.000 ريال (شامل 8.212.000 ريال = 612.000 ريال + 3.600.000 ريال + 4.000.000 ريال) می باشد.

توجه داشته باشید که پس از تاریخ خاتمه ساخت کوره و آغاز استفاده از آن در تاریخ اول اسفند ماه هیچ گونه هزینه بهره ای به بهای تمام شده اضافه نمی شود.

در نتیجه با توجه به این که پس از اسفند ماه نیز هنوز بهره وام 4 میلیون ریالی که برای ساخت کوره اخذ شده ، پرداخت خواهد شد ، با این حال هیچ هزینه بهره ای پس از این تاریخ به بهای تمام شده کوره اضافه نمی گردد.

حساب دفتر کل برای دارایی های ساخت خود شرکت : (در توضیح حسابداری تولید دارایی ثابت )

برای ثبت هزینه های مربوط به دارایی در حال ساخت ، حسابی تحت عنوان دارایی در جریان ساخت ، در دفتر کل ایجاد می شود.

بهای مواد مستقیم ، دستمزد و سربار دارایی در حال ساخت و نیز هزینه بهره به این حساب بدهکار می شود.

در طول دوره ساخت دارایی ، هزینه استهلاک به حساب دارایی در جریان منظور نمی شود چرا که دارایی مذکور هنوز به مرحله بهره برداری و ایجاد درآمد نرسیده است.

افتتاح حساب مستقل :

چنانچه در هر دوره حسابداری چند پروژه (دارایی) در جریان ساخت وجود داشته باشد ، باید برای هر یک از آنها حسابی در دفتر معین ایجاد شده و هزینه های هر پروژه در آن ثبت گردد (درست مشابه روش سفارش کار در حسابداری صنعتی).

وقتی که کار ساخت دارایی به اتمام رسید ، کل مانده حساب دارایی در جریان ساخت به حساب دارایی مربوطه انتقال می یابد.

یعنی حساب دارایی تکمیل شده ، بدهکار و دارایی در جریان ساخت بستانکار می شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا