حسابداری صنعتی

حسابداری صنعتی چیست؟ و روش های هزینه یابی در تولید

با گذشت زمان، دامنه حسابداری چنان وسعت یافت که ارائه تمام مطالب آن تحت عنوان «حسابداری» امکان پذیر نیست. به همین دلیل به تدریج حسابداری به شاخه های مختلفی تقسیم شده است، بعضی از این شاخه ها عبارتند از : حسابداری مالی ، حسابداری دولتی ، حسابرسی ، حسابداری مدیریت و… . حسابداری بهای تمام شده یکی از شاخه های حسابداری مدیریت است که عهده دار وظایف متعددی مانند : ایجاد روش های کنترل هزینه ، ارزیابی موجودی ها و… .

اکثراً حسابداری صنعتی را حسابداری تولید می نامند و لیکن واقعیت آن است که حسابداری صنعتی ویژه ی واحدهای تولیدی نیست بلکه می تواند در تمامی انواع واحدهای اقتصادی مورد بهره برداری قرار گیرد. زیرا که در تمامی واحد های اقتصادی نیاز به شناسایی مراکز هزینه و کنترل آن می باشد. عنوان “حسابداری بهای تمام شده” ، عنوانی گویا برای حسابداری صنعتی می باشد. برای مشخص شدن بهتر موضوع به تعریف حسابداری صنعتی می پردازیم.

 

حسابداری صنعتی چیست؟

برای حسابداری بهای تمام شده (صنعتی) تعاریف بسیاری ارائه شده است که تعریف زیر از آن جمله است :

«حسابداری بهای تمام شده به شاخه ای از حسابداری اطلاق می شود که وظیفه اش جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه ، محاسبة بهای تمام شده محصولات و خدمات ، همچنین ارائة روش های تقلیل بهای تمام شده تولیدات ، از طریق تجزیه و تحلیل گزارش ها و بررسی شیوه های تولید می باشد».

به عبارت دیگر حسابداری صنعتی شامل حسابداری مدیریت و آن بخش از حسابداری مالی است که مربوط به هزینه یابی محصول می شود. هزینه یابی محصول ، اطلاعات مورد نیاز برای تهیه ترازنامه و صورت سود و زیان را در مورد قیمت تمام شده موجودی ها و قیمت تمام شده کالای فروش رفته فراهم می آورد.

حسابداری تولیدی چیست؟

به حسابداری صنعتی، حسابداری بهای تمام شده و نیز حسابداری تولیدی نیز می گویند. ذکر این نکته در این قسمت می تواند مورد توجه باشد که حسابداری صنعتی، تنها در مراکز تولیدی، کاربردی نیست. بلکه می تواند در تمامی اصناف مورد استفاده قرار گیرد.

در مراکز خدماتی، این موضوع که بدانیم خدمتی که ارائه می نماییم چه بهای تمام شده ای دارد می تواند بسیار کاربردی و موثر برای تصمیمات مدیران مجموعه باشد. در مراکز بازرگانی نیز این موضوع که بهای تمام شده کالاهایی که خریداری می نماییم، چه مبلغی می باشد می تواند بسیار کاربردی باشد و در بعضی از مواقع به عنوان یک الزام مطرح است.

با توجه به این توضیحات، تفکر استفاده از حسابداری صنعتی صرفاً برای مراکز تولیدی به چالش کشیده می شود و به این نتیجه می رسیم که از این شاخه از حسابداری در تمامی واحدهای اقتصادی کاربردی است.

اهداف حسابداری صنعتی

حسابداری بهای تمام شده با ابزار حسابداری، مدیریت را برای برنامه ریزی، کنترل و ارزیابی نتایج عملیات ، مجهز نموده و به عنوان بازوی مدیریت ، در برنامه ریزی و کنترل فعالیت ها تلقی می شود. این شاخه از حسابداری ، مدیریت را در برآورد و جمع آوری اطلاعات مربوط به هزینة مواد، هزینة حقوق و دستمزد و سایر هزینه های تولیدی یاری می نماید.

جمع آوری اطلاعات مربوط به هزینه ها می تواند مدیران را در تصمیم گیری برای توسعة تأسیسات و ماشین آلات به منظور افزایش تولید و فروش از طرق مختلف مانند : خرید، تعویض، ساخت و یا اجاره تأسیسات و ماشین آلات جدید یاری نماید.

همچنین این شاخه بر اساس اطلاعات جمع آوری نموده در خصوص هزینه ها، به محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات می پردازد و بر این اساس می تواند خدمتی بی نظیر به مدیران ارائه نماید. زیرا که مدیریت هنگامی می تواند مدیریت فروشی صحیح داشته باشد که از بهای تمام شده اقلام خود مطلع باشد و بتواند سیاست های بازاریابی را به درستی هدایت نماید.

وظایف حسابدار در شرکت تولیدی

به طور کلی ، حسابداری بهای تمام شده این وظایف را به عهده دارد :

الف-یاری مدیران در ایجاد و اجرای برنامه ها

ب-برقراری روش ها و شیوه های اعمال کنترل ، به منظور کاهش معقول هزینه ها

ج-راهنمایی مدیریت در تصمیم گیری های نهایی به منظور انتخاب بهترین راه حل از راه حل های موجود

د-ارزیابی موجودی ها به منظور هزینه یابی و قیمت گذاری آنها و کنترل مقداری موجودی ها

ه-پیش بینی هزینه های تولید برای یک دورة معین (بودجه بندی)

و-جمع آوری ، تفکیک ، ثبت و تسهیم هزینه ها.

اصول اولیه حسابداری صنعتی

حسابداری صنعتی نیز رسالتی مشابه حسابداری بازرگانی و نیز دیگر شاخه های حسابداری دارد و لذا نمی توان بین اصول اولیه حسابداری صنعتی با سایر شاخه های حسابداری، تفاوتی بنیادی منظور نمود و لیکن با توجه به رسالت ویژه این شاخه که ارائه تحلیل دقیق تری از پروسه مالی واحد اقتصادی است، در اصول اولیه نیز باید ریز بین تر بود و با دقت تمامی عوامل هزینه و یا عوامل بهای تمام شده را مشاهده، تحلیل و سپس گزارش نماییم.

تفاوت حسابداری صنعتی و مالی

تفاوت بین این دو نوع حسابداری در این است که حسابداری صنعتی متعهد به محاسبه تفصیلی قیمت تمام شده تولید در کل و جزء است ولی حسابداری مالی متعهد به تلخیص نتایج عمکرد و محاسبه سود و زیان دوره ای و تعیین وضعیت مالی موسسه طبق اصول عمومی پذیرفته شده در حسابداری است.

دایرة حسابداری مالی ، وضعیت مالی مؤسسه را در قالب گزارش (صورت خلاصه سود و زیان ، ترازنامه و صورت گردش وجوه نقد) منعکس می نماید و نشان دهندة این است که فعالیت های مؤسسه در طول دورة مالی ، چه نتایج کلی در بر داشته است.

ولی دایرة حسابداری بهای تمام شده به جزئیات فعالیت های دوایر تولیدی ، مراکز هزینه و قسمت های مختلف می پردازد و نتایج عملیات خود را در قالب گزارش هایی مانند گزارش مصرف مواد ، ساعات کار انجام شده ، اوقات تلف شده ، ضایعات ، قسمت تمام شدة کالای ساخته شده و در جریان ساخت و… در اختیار مدیران قرار می دهد.

مقاله مرتبط »» هزینه یابی سربار کارخانه درحسابداری صنعتی (بهای تمام شده)

تفاوت حسابداری صنعتی و مالی

حسابداری مالی بهتر است یا صنعتی

در خصوص برتری این دو حسابداری بر یکدیگر صحبت های زیادی شده است و لیکن واقعیت این است که نمی توان در این خصوص صحبتی کرد. حسب توضیحات مذکور، رسالت این دو شاخه از حسابداری متفاوت است و حسب یک قاعده کلی نمی توان در خصوص برتری مواردی که رسالت های متفاوتی دارد، اظهار نظر نمود. به عنوان مثال نمی توان آب و شیر، درست است که هر دو مایع است و لیکن هر کدام رسالت و فواید مختص خود را دارد.

حسابداری مالی برای اداره وضعیت مالی موسسه امری الزامی است و لیکن حسابداری صنعتی وضعیت هزینه ها و دیگر اجزای بهای تمام شده را بررسی می کند و با نگاهی متفاوت و دقیق تر به ارائه گزارشات مختص خود می پردازد.

مراحل حسابداری یک شرکت تولیدی

در یک واحد تولیدی پروسه ای به شرح زیر داریم :

1-وجه نقد و حساب های پرداختنی برای خرید مواد اولیه که یک قلم دارایی است به مصرف می رسد و مواد در حساب موجودی ها نگهداری می شود.

2-به تدریج که مواد در تولید مصرف می شود ، به حساب کنترل کالای در جریان ساخت انتقال می یابد.

3-قسمتی از وجوه نقد و حساب های پرداختنی ، به مصرف دستمزد و سربار کارخانه می رسد که این دو عامل نیز به حساب کالای در جریان ساخت منتقل و به مواد اولیه اضافه می گردند.

4-پس از تکمیل کالا ، هزینه های فوق به عنوان دارایی ، از حساب کالای در جریان ساخت به حساب موجودی کالای ساخته شده منتقل می گردد.

5-هنگام فروش کالای ساخته شده ، بهای تمام شدة کالای فروش رفته ، از حساب موجودی کالای ساخته شده به حساب قیمت تمام شدة کالای فروش رفته منتقل می شود تا در پایان دوره، به خلاصة سود و زیان انتقال یابد.

و براساس این پنج مورد است که مراحل حسابداری مربوطه نیز چیدمان پیدا می نماید و منجر به تهیه گزارش در واحد حسابداری بهای تمام شده می گردد.

بهای تمام شده کالا و خدمات چیست

بهای تمام شده کالا به معنی محاسبه هزینه ‌های مستقیم و غیر مستقیم موثر در تولید کالا یا ارائه یک خدمت است.

این هزینه‌ها شامل دستمزد نیروی انسانی، مواد اولیه و هزینه‌های سربار ساخت می‌باشد. به عبارت دیگر محاسبه تمام هزینه ‌هایی که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم در تولید کالا یا ارائه خدمت نقش داشته‌ باشند.

هزینه های تجاری از جمله هزینه‌های اداری و تشکیلاتی و هزینه‌های توزیع، بازاریابی و فروش در محاسبات دخیل نخواهند بود. به دلیل کاربرد بیشتر این شاخه از حسابداری در صنایع تولیدی، از اصطلاح محاسبه هزینه تولید کالا استفاده شده است.

به بیان دیگر برای تولید یک واحد محصول و یا برای ارائه یک خدمت، هزینه هایی صرف می شود، مانند خرید مواد اولیه، حقوق پرسنل، هزینه های مدیریت و حسابداری واحد اقتصادی و… ، به حاصل جمع این هزینه ها، بهای تمام شده محصول و یا خدمات را تشکیل می دهد.

روشهای محاسبه بهای تمام شده

عمده ترین فعالیت موسسات،تولید و یا خرید و فروش کالا می باشد و منافع موسسات از محل فروش کالاها که معمولاً مبلغی بیش از بهای تمام شده آن است، تامین می گردد. در این موسسات ، عنوان موجودی کالا به آن نوع از دارایی های جاری اطلاق می شود که برای فروش خرید و یا تولید شده باشد. به تناسب نوع و تنوع کالا ، نحوة ثبت عملیات ارزیابی موجودی کالا یا ارزیابی قیمت تمام شده کالای فروش رفته به یکی از دو روش زیر انجام می شود :

الف- روش نگهداری دائمی موجودی کالا

این روش می تواند موثر ترین وسیله اعمال کنترل بر روی دارایی های جاری باشد. برای تعیین مقدار واقعی هر کالا می توان موجودی کالا را با حساب مربوط مقایسه نمود. تعیین موجودی کالا با این روش ، نیازمند صرف وقت زیاد و متوقف کردن فعالیت های جاری موسسات نیست. ضمناً برای تجدید سفارش کالا و اجتناب از نگهداری بیش از حد موجودی انبار می توان از این روش استفاده نمود.

الف- روش ادواری

در این روش ، برای موجودی کالا حساب فعالی نگهداری نمی کنند بلکه ورود و خروج کالا را که ناشی از خرید و فروش کالا یا برگشتی های خرید و فروش می باشد در حساب های مستقلی نگه می دارند و در پایان دورة مالی با روش های خاصی موجودی کالای موسسات را ارزیابی می کنند و در جهت دسترسی به نتایج عملکرد موسسات از آن بهره می گیرند. در این روش ، کلیه خریدهای طی دورة کالا ، به حساب خرید کالا و کلیة فروش های موسسه به حساب فروش کالا و برگشتی های کالا از خرید و فروش نیز به حساب برگشتی های خرید و فروش منظور می گردد و چون هزینه حمل کالای خریداری شده به قیمت تمام شده خرید کالا ارتباط پیدا می کند ، بنابر این برای این مورد نیز حساب مستقلی نگهداری می کنند. به منظور شناخت بهتر روش ادواری ، حساب های مذکور توضیح داده می شود.

فرمول بهای تمام شده در حسابداری صنعتی

برای محاسبه بهای تمام شده کالاها و خدمات، یک فرمول خاص وجود ندارد که بتوان آن را به عنوان شاه کلید در تمامی واحدهای اقتصادی به کار برد.

بر مبنای پروسه کاری و مراحلی که در واحد اقتصادی وجود دارد، حسابداری بهای تمام شده گزارشات خاص مربوط به آن را ارائه می دهد و بر این اساس از فرمول های مربوطه استفاده می نماید.

در ادامه موضوع گزارشات در حسابداری صنعتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و فرمول مربوطه نیز ارائه خواهد شد.

بهای تمام شده کالای ساخته شده چیست

قیمت تمام شده کالای تکمیل شده است که در انبار موجود می باشد که شامل مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار کارخانه می باشد.

این کالا کلیه پروسه های تولیدی را گذرانده است و آماده ارائه به بازار می باشد.

بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست

«بهای تمام شده کالای فروش رفته» عبارت است از هزینه‌های مستقیم مربوط به تولید کالاهای فروخته شده توسط یک شرکت. این مقدار شامل هزینه مواد مصرفی در تولید کالا و هزینه‌های مستقیم نیروی کار مورد استفاده در تولید آن می‌باشد.

در واقع «بهای تمام شده کالای فروش رفته» هزینه ایجاد محصولاتی است که یک شرکت به فروش می‌رساند؛ بنابراین تنها، هزینه‌هایی لحاظ می‌شوند که به صورت مستقیم به تولید محصولات مربوط هستند و در این فرایند، هزینه‌های غیرمستقیم – مثل هزینه‌های توزیع، فروش و بازاریابی – مدنظر قرار نمی‌گیرد.

مثال: «بهای تمام شده کالای فروش رفته» برای یک سازنده لوازم خانگی می‌تواند شامل هزینه‌های مواد اولیه قطعات و دستمزد نیروی کار باشد.

همانطور که اشاره شد، بازاریابی و تبلیغات، هزینه ارسال لوازم خانگی ساخته شده به نمایندگان فروش و هزینه نیروی لازم برای فروش این لوازم حذف می‌شود و در محاسبه «بهای تمام شده کالای فروش رفته» منظور نمی‌گردد.

«بهای تمام شده کالای فروش رفته» در صورت سود و زیان ظاهر می‌شود و می‌تواند برای محاسبه حاشیه سود ناخالص شرکت از درآمد کسر شود.

امروزه با توجه به تنوع کسب‌و کارها، هزینه‌های دقیقی که در محاسبه «بهای تمام شده کالای فروش رفته» دخیل است، متفاوت بوده و به نوع بیزینس کسب‌وکار مربوط می‌شود.

گزارش های حسابداری صنعتی

موسسات تولیدی در پایان دوره مالی و یا پایان هر ماه گزارشاتی را تهیه می نمایند که باید با توجه به قوانین و مقررات بر اساس اصول و موازین حسابداری تهیه گردد.

این گزارشات با دو عنوان کلی گزارشات درون سازمانی و گزارشات برون سازمانی و جهت استفاده در برنامه ریزی های آینده و یا به منظور تجزیه و تحلیل عملکرد دورة مالی جاری تهیه می شود ، در این مقاله به توضیح بعضی از این گزارشات می پردازیم :

1-گزارش مصرف مواد

مواد یکی از مهم ترین عوامل تشکیل دهنده بهای تمام شده محصول می باشد به همین دلیل گزارش مصرف مواد همواره مورد توجه خاص مدیران است. این گزارش را می توان در زمان های مختلف تهیه نمود. در دایرة حسابداری صنعتی ، گزارشات ماهانة مصرف مواد از روی حواله های انبار مربوط به مواد صادره به تولید که از حسابداری انبار کسب شده است ، تهیه می گردد. در دایرة حسابداری مالی که معمولاٌ گزارش سالانه تنظیم می شود ، گزارش مصرف مواد با توجه به اسناد و مدارک خرید ، صدور ، برگشتی ها ، هزینه های مربوط به خرید و با در نظر گرفتن موجودی مواد اول و آخر دوره تهیه می شود. قبل از تهیه گزارش مواد مصرفی باید از انبار مواد ، موجودی برداری عینی به عمل آید و ارزش موجودی مواد پایان دوره با استفاده از یک روش متداول ارزیابی تعیین گردد ، ضمناً کارت های حساب انبار در این مورد کمک شایان توجهی ارائه می دهند.

2-گزارش تولید مواد

دایرة حسابداری صنعتی در طول دوره مالی ( معمولاً در پایان هر ماه یا هر سه ماه ) اقدام به تهیة گزارش ساخت محصولات تولید شده می نمایند. این گزارش نشان گر بهای تمام شده محصولات ساخته شده در طول آن دوره می باشد. گزارش تولید به طرق مختلف تهیه می شود که فرم آن با نوع سیستم هزینه یابی در موسسات تولیدی ارتباط مستقیم دارد. ساده ترین فرم گزارش تولید از قسمت های زیر تشکیل شده است :

الف- بهای تمام شده مواد مصرفی :

اطلاعات آن از کارت های حساب مواد در دایرة حسابداری انبار به دست می آید.

ب- حقوق و دستمزد مستقیم :

اطلاعات مربوط به حقوق و دستمزد از دایرة حسابداری دستمزد به دست می آید. این دایره با توجه به کارت های اوقات کار ، کارت های حضور و غیاب و نیز به استناد خلاصه پرونده کارکنان که در دایره حقوق و دستمزد نگهداری می شود ، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری نموده و در اختیار دایرة حسابداری صنعتی قرار می دهد.

ج- سربار ساخت :

سربار ساخت بر اساس نرخ های از پیش تعیین شده ( برآوردی ) و یا هزینه های واقعی انجام شده ، محاسبه و به حساب کالای در جریان ساخت منظور می گردد.

د- موجودی ساخت کالای در جریان ساخت پایان دوره :

محاسبه بهای تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت پایان دوره بر اساس اطلاعات به دست آمده از مهندسی تولید و با توجه به نرخ های عوامل هزینه ( مواد مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار ساخت ) ، همچنین با استفاده از یک روش ارزیابی ، محاسبه می گردد.

3-صورت بهای تمام شده کالای فروش رفته

دایره حسابداری در پایان دوره مالی و یا بنا به خواست مدیران اقدام به تهیه و تنظیم صورت بهای تمام شده کالای فروش رفته می نماید. این گزارش شامل قسمت های زیر است :

الف- بهای تمام شده مواد مصرفی

ب- حقوق و دستمزد مستقیم

ج- سربار ساخت

د- موجودی کالای ساخته شده پایان دوره

قبل از تهیه صورت بهای تمام شده کالای فروش رفته باید ارزش موجودی کالای ساخته شده پایان دوره ، پس از انبار گردانی عینی به یکی از روش های متداول ارزیابی موجودی ها ، تعیین شده و در صورت بهای تمام شده کالای فروش رفته منظور گردد. ضمناً ارزش موجودی کالای ساخته شده اول دوره از حساب موجودی در دفتر کل استخراج می گردد.

مقاله مرتبط »» سرقفلی چیست؟

حسابداری صنعتی چیست؟ و روشهای هزینه یابی در تولید

روشهای هزینه یابی در حسابداری صنعتی

انواع سیستم های هزینه یابی شامل سیستم های هزینه یابی سفارش کار و مرحله ای می باشد. هر کدام از سیستم های هزینه یابی دارای کاربردهای متفاوتی در سازمان ها و شرکت ها دارند. در شرکت هایی که تولید محصولات مطابق مشخصات دریافتی از مشتریان صورت می گیرد، از سیستم هزینه یابی سفارش کار استفاده می گردد. در شرکت هایی که تولید محصولات به صورت انبوه و پیوسته انجام می شود، بهتر است از سیستم های هزینه یابی مرحله ای استفاده نمود. روش هایی که هر دو سیستم هزینه یابی سفارش کار و مرحله ای از آنها استفاده می نماید، شامل موارد زیر می باشد:

روش هزینه یابی واقعی

روش هزینه یابی نرمال

روش هزینه یابی استاندارد

روش هزینه یابی واقعی :

روش هزینه یابی واقعی به این صورت است که کلیه هزینه های انجام شده با هدف ساخت محصول از جمله مواد، دستمزد و سربار، بهای تمام شده محصول و هزینه های واقعی مصرف شده طی دوره مالی با هزینه های واقعی محاسبه می شوند.

روش هزینه یابی نرمال :

روش هزینه یابی نرمال به گونه ای است که هزینه های انجام شده مانند مواد، دستمزد و سربار به صورت نرمال محاسبه می گردند. یعنی هزینه های انجام شده مواد و دستمزد در طول دوره مالی، با توجه به مبلغ واقعی به حساب کنترل کالای در جریان ساخت، بدهکار می گردد. هزینه های انجام شده سربار ساخت با در نظر داشتن نرخ از پیش تعیین شده سربار، جهت هر محصول محاسبه می گردد و به حساب کنترل کالای در جریان ساخت، بدهکار می شود.

در انتهای دوره مالی، مقایسه ای میان هزینه های واقعی سربار و سربار جذب شده، کسر یا اضافه جذب سربار محاسبه می گردد. در نهایت پس از منتقل نمودن کسر یا اضافه جذب سربار به حساب های مربوطه، بهای تمام شده به صورت واقعی محاسبه خواهد شد. از مزایای روش هزینه یابی نرمال نسبت به روش هزینه یابی واقعی این است که مبلغ واقعی بیشتر هزینه های سربار تا انتهای دوره مالی مشخص و تعیین نمی شوند. بنابراین به صرفه است که در طول دوره مالی از نرخ جذب سربار جهت محاسبه بهای تمام شده محصول استفاده گردد.

روش هزینه یابی استاندارد :

روش هزینه یابی استاندارد به این صورت است که کلیه هزینه های مواد، دستمزد و سربار، با توجه به استانداردهای نرخ، ساعت کار و مصرف به حساب کنترل کالای در جریان ساخت بدهکار می شوند. در نهایت اختلافی که میان هزینه های واقعی و استاندارد به عنوان انحراف محاسبه و بدست آمده ، به حساب مربوط منتقل می شوند.

طبقه بندی هزینه‌ ها در حسابداری صنعتی

در مؤسسات تولیدی ، هزینه ها به طرق مختلف طبقه بندی می شوند.

طبقه بندی هزینه ها به مدیران امکان می دهد تا بر اساس اهداف از پیش تعیین شده ، هر هزینه را در طبقة خود مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار دهند.

به بیان دیگر ، طبقه بندی هزینه ها با توجه به اطلاعات جمع آوری شدة مربوط به هر طبقه از هزینه ، مدیران را قادر می سازد تا سریعاً به ماهیت هزینه پی برده ، از اطلاعات موجود بهره برداری لازم را بنمایند.

چنانچه هزینه ها طبقه بندی نشوند ، به علت فراوانی اقلام هزینه ، بررسی علل ایجاد و تصمیم گیری در مورد لزوم مصرف ، همچنین نحوة صرفه جویی در مصرف آنها بااشکال مواجه خواهد بود.

اینک که لزوم طبقه بندی هزینه ها تا حدی مشخص شد ،

به توضیح بعضی از انواع طبقه بندی می پردازیم :

طبقه بندی طبیعی هزینه

طبقه بندی طبیعی ، یکی از رایج ترین طرق گروه بندی هزینه ها می باشد.

با استفاده از این روش ، هزینه ها به دو گروه تقسیم می شوند که عبارتند از : هزینه های ساخت و هزینه های تجاری

گروه اول ، هزینه های ساخت :

شامل هزینه هایی است که در کارخانه به مصرف می رسد.

مانند مواد اولیة مصرفی ، دستمزد و سایر هزینه های تولید (سربار ساخت)

گروه دوم ، هزینه های تجاری :

شامل هزینه هایی است که در بخش های دیگری به جز کارخانه مصرف می شوند.

مانند هزینه های اداری و تشکیلاتی ، هزینه های توزیع و فروش

طبقه بندی هزینه ها از طریق ارتباط آنها با محصول

قبل از تشریح این نوع طبقه بندی ، بعضی اصطلاحات متداول توضیح داده می شود.

-بهای اولیه :

عبارت است از مجموع هزینه هایی که به طور مستقیم ، در ساخت محصول به مصرف می رسند. مانند مواد اولیه مصرفی ، دستمزد مستقیم کارگران

بهای اولیه از رابطة زیر محاسبه می شود:

دستمزد مستقیم + مواد اولیه مصرفی=بهای اولیه

-هزینه های تبدیل :

برای تغییر شکل مواد اولیه و تبدیل آن به محصولات ساخته شده ، به نیروی کار و وسایل فیزیکی مانند ماشین آلات و غیره نیاز می باشد که استفاده از این عوامل مستلزم پرداخت دستمزد کارگران و صرف هزینه های سربار ساخت (هزینه های غیر مستقیم کارخانه) است.

به عبارت دیگر ، هزینه تبدیل ، به مجموع هزینه هایی گفته می شود که برای تبدیل مواد اولیه به محصولات ساخته شده ، به مصرف می رسند.

انواع ظرفیت در حسابداری صنعتی

جهت تعیین به موقع اطلاعات مربوط به هزینه یابی محصول و به حداقل رساندن تغییرات هزینه های سربار کارخانه از نرخ از پیش تعیین شدة سربار کارخانه استفاده می نمایند. بدین منظور باید در ابتدای دورة مالی نرخ از پیش تعیین شدة سربار کارخانه محاسبه می شود. هنگام محاسبه قیمت تمام شده محصولات تولید شده از این نرخ از پیش تعیین شده جهت تخصیص سربار کارخانه به دوایر و سفارشات استفاده می گردد.

نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه بر اساس دو عامل زیر تعیین می گردد : 1-برآورد سطح تولید 2-برآورد هزینه های سربار کارخانه

برآورد سطح تولید : برآورد سطح تولید برای دورة مالی بعد بر اساس یکی از ظرفیت های زیر صورت می گیرد :

ظرفیت ایده آل ( تئوری ) :

حداکثر تولید یک دایره یا یک کارخانه را بدون در نظر گرفتن عوامل محدود کننده ای مانند کمی مقدار فروش ، خرابی ماشین آلات ، تعمیرات و تعطیلات را ظرفیت تئوری یا ایده آل گویند. در این سطح ظرفیت ، فرض بر این است که تولید 24 ساعت در روز ، هفت روز در هفته و 52 هفته در سال صورت می گیرد. ( صد در صد ظرفیت کارخانه )

ظرفیت عملی : ظرفیت عملی ، واقعی تر از ظرفیت تئوری است زیرا در این سطح ، ظرفیت عوامل محدود کننده ای مانند خرابی ماشین آلات ، تعمیرات و تعطیلات در نظر گرفته می شود. در ظرفیت عملی ، کمی مقدار فروش در نظر گرفته نمی شود. رفیت عملی نشان گر حداکثر سطح تولید یک کارخانه یا یک دایره به طور موثر می باشد.

ظرفیت نرمال ( عادی ) :

میانگین تولید سالیانه ای که بتواند جواب گوی تقاضای بازار برای دوره زمانی چند ساله باشد ، ظرفیت نرمال گویند. معمولاً دوره زمانی 5 ساله در نظر گرفته می شود تا بتوان نوسانات دوره ای تقاضای بازار را هماهنگ نمود.

ظرفیت بلا استفاده و ظرفیت اضافی :

در تعیین نرخ از پیش تعیین شدة سربار کارخانه ، باید تفاوت بین ظرفیت بلا استفاده و ظرفیت اضافی را بدانیم. ظرفیت بلا استفاده در اثر عدم استفاده موقت از تسهیلات کارخانه به علت کاهش تقاضا برای محصول یک واحد تجاری به وجود می آید ، در صورتی که ظرفیت اضافی مربوط به آن قسمت از تسهیلات کارخانه می باشد که مورد استفاده قرار نگرفته و لازم نیستند.

تعیین کسریا اضافه جذب سربار کارخانه

یکی از عوامل موثر بر قیمت تمام شده محصولات ، هزینه های سربار می باشد.

لیکن چون در ابتدای دوره مالی به دلیل مشخص نبودن مبلغ واقعی هزینه ها ، با پیش بینی سربار و تعیین نرخ مربوطه اقدام می نماییم ، در پایان دوره مالی ، به بررسی هزینه های واقعی با سربار جذبی می پردازیم.

کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه از مقایسه واقعی دوایر تولیدی با سربار جذب شده کارخانه به دست می آید.

کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه برای هر دایره تولیدی به طور جداگانه محاسبه می گردد. کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه را می توان به صورت ماهانه یا سه ماهه محاسبه نمود. ولی محاسبه آن در پایان دوره مالی بیشتر معمول می باشد.

پس از محاسبه کسر و اضافه جذب سربار در پایان دوره و تسهیم به حساب های مربوطه ، هزینه های درج شده معادل مبالغ واقعی می گردد.

قابل ذکر است هر چه کسر یا اضافه جذب سربار به عدد صفر نزدیک تر باشد ، قیمت تمام شده مشخص شده در طول دوره دقیق تر است.

کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه از حاصل روابط زیر به دست می آید :

( نتجه مثبت ) کسر جذب سربار = سربار جذب شده کارخانه – سربار واقعی کارخانه

( نتجه منفی ) اضافه جذب سربار = سربار جذب شده کارخانه – سربار واقعی کارخانه

ثبت های مالی حسابداری صنعتی به چه صورت است؟

موسسات تولیدی کوچک ، حساب های تولیدی ( حسابداری صنعتی ) را با افزودن حساب هایی به دفتر کل مالی نگهداری می نمایند.

آنان حساب های فرعی یا تفصیلی را نیز در دفاتر معین جداگانه ای در حسابداری اداره مرکزی ( حسابداری مالی ) نگهداری می کنند.

ولی موسسات تولیدی بزرگ از دو سیستم حسابداری مالی و حسابداری کارخانه ( حسابداری صنعتی ) به صورت جداگانه استفاده می نمایند.

ممکن است موسسه تولیدی به نحوی سازمان دهی شده باشد که مثلاً اداره مرکزی آن در تهران و کارخانه در شهر قزوین قرار گرفته باشد.

در این حالت دو سیستم حسابداری مالی و حسابداری کارخانه تولیدی به موازات هم فعال خواهند بود.

مقاله مرتبط »» اظهارنامه مالیاتی چیست؟

ثبت های حسابداری صنعتی

ثبت های حسابداری صنعتی به چه صورت است

برای نشان دادن چگونگی ثبت فعالیت های مالی و تولیدی فرض شود اطلاعات زیر در دست است :

شرکت نوآوران صنعت پارس سهامی خاص دارای دو سیستم حسابداری مالی و حسابداری تولیدی جداگانه است.

فعالیت های مالی ، تولیدی این شرکت در یک دوره یک ماهه به شرح زیر گزارش شده است :

( مبالغ به ریال )

1 )

مواد خریداری شده به صورت نقد و نسیه ( نقد 5.000 ريال ، نسیه 15.000 ريال )

2 )

درخواست مواد از انبار برای مصرف در تولید 12.000 ريال که 1.600 ريال آن مواد غیر مستقیم بوده است ؛

3 )

برگشت مواد زائد بر مصرف از کارگاه به انبار 1.300 ريال که کلاً مواد مستقیم بوده است ؛

4 )

برگشت مواد ناباب از انبار برای فروشنده 1.700 ريال که به حساب فروشنده منظور شده است ؛

5 )

لیست یک ماهه مزد و مزایای کارکنان کارخانه به مبلغ 8.400 ريال (نا خالص) تنظیم شده که 60% آن مشمول 12% مالیات و 90% آن مشمول بیمه بوده است.

روش حسابداری شرکت در مورد حقوق و مزایا به نحوی بوده است که لیست پس از تنظیم و تکمیل امضاهای مجاز در دفاتر ثبت و سپس آماده پرداخت می شود ؛

6 )

حقوق و مزایای کارکنان کارخانه و کسور مربوطه کلاً به حساب های ذینفع و اشخاص مربوط با صدور چک پرداخت شده است ؛

7 )

حقوق و مزایای کارکنان کارخانه به تولید تخصیص داده شده است ؛

8 )

هزینه های عمومی کارخانه ( حساب های مختلف ) کلاً به مبلغ 3.600 ريال از حساب جاری بانکی شرکت به حساب های ذینفع پرداخت شده است ؛

9 )

سربار برآوردی با نرخ 60% هزینه دستمزد مستقیم جذب تولید گردیده است ؛

10 )

مقداری کالا به قیمت تمام شده 22.440 ريال تکمیل و تحویل انبار کالای ساخته شده گردیده است ؛

11 )

مقداری کالا که قیمت تمام شده آن 10.800 ريال بوده به مبلغ 15.660 ريال به صورت نقد و نسیه ( 2.660 ريال نقد و بقیه نسیه ) در مقابل پرداخت چک سه ماهه فروخته شده است.

اینک با استفاده از اطلاعات ارائه شده ، گردش عملیات در دفاتر حسابداری اداره مرکزی و حسابداری کارخانه نشان داده می شود.

دفاتر مالی ( اداره مرکزی ) :

1)

کنترل کارخانه 20.000

. صندوق 5.000

. حساب های پرداختنی 15.000

2)

ثبت ندارد.

3)

ثبت ندارد.

4)

حساب های پرداختنی 1.700

. کنترل کارخانه 1.700

5)

کنترل کارخانه 10.139

. مالیات پرداختی 605

. بیمه پرداختی 2.268

. خالص حقوق پرداختنی 7.266

6)

مالیات پرداختی 605

بیمه پرداختی 2.268

خالص حقوق پرداختنی 7.266

. بانک 10.139

7)

ثبت ندارد.

8)

کنترل کارخانه 3.600

. بانک 3.600

9)

ثبت ندارد.

10)

کالای ساخته شده 22.440

. کنترل کارخانه 22.440

11)

بانک 2.660

اسناد دریافتنی 13.000

قیمت تمام شده کالای فروش رفته 10.800

. فروش 15.660

. کالای ساخته شده 10.800

دفاتر حسابداری کارخانه :

1 )

کنترل مواد اولیه 20.000

. کنترل دفاتر مالی 20.000

2 )

کنترل کالای در جریان ساخت 10.400

کنترل سربار کارخانه 1.600

. کنترل مواد اولیه 12.000

3 )

کنترل مواد اولیه 1.300

. کنترل کالای در جریان ساخت 1.300

4 )

کنترل دفاتر مالی 1.700

. کنترل مواد اولیه 1.700

5 )

کنترل هزینه حقوق و مزایا 8.400

کنترل سربار کارخانه 1.739

. کنترل دفاتر مالی 10.139

6 )

ثبت ندارد.

7)

کالای در جریان ساخت 8.400

. کنترل هزینه حقوق و مزایا 8.400

8)

کنترل سربار کارخانه 3.600

. کنترل دفاتر مالی 3.600

9)

کنترل کالای در جریان ساخت 5.040

. سربار جذبی 5.040

10)

کنترل دفاتر مالی 22.440

. کالای در جریان ساخت 22.440

11)

ثبت ندارد.

محاسبات مربوط به مالیات و بیمه سهم کارفرما به شرح زیر است :

مبلغ مالیات 605 = 12% * 5.040 = 60% * 8.400

حق بیمه سهم کارفرما 1.739 = 23% *90% *8.400

حق بیمه پرداختنی 2.268 = 30% * 90% *8.400

کل هزینه مزد و مزایای کارخانه 10.139 = 1.739 + 8.400

خالص حقوق پرداختنی 7.266 = ( 2.268 + 605 ) – 10.139

امید است که توضیحات فوق الذکر و مثال مربوطه و پاسخ ارائه شده توانسته باشد تقریب ذهن در خصوص ثبت آرتیکل های مربوطه را در دفاتر حسابداری صنعتی و نیز دفاتر مالی برای شما خواننده محترم فراهم آورده باشد.

مقاله مرتبط »» مالیات چیست؟

ضایعات در حسابداری صنعتی

ضایعات در حسابداری صنعتی به چه معناست

ضایعات به واحد هایی اتلاق می شود که با استاندارد تولید محصول مطابقت نداشته و از عملیات تولید کنار گذاشته یا به ارزش قراضه فروخته می شوند.

در خصوص مواد اولیه نیز می توان گفت : هر نوع موادی که از تولید باقی مانده و مجدداً قابل استفاده نباشند ، ضایعات مواد اولیه نامیده می شوند ، مانند قطعات نامنظم چوب باقی مانده در تولید میز و صندلی.

انواع ضایعات در حسابداری صنعتی

به صورت کلی ضایعات در حسابداری صنعتی به دو گروه زیر تقسیم می شوند :

ضایعات عادی

ضایعاتی که انتظار می رود در شرایط عادی و موثر تولید به وجود آیند و قابل کنترل نمی باشند ، ضایعات عادی نامند.

ضایعات غیرعادی

ضایعاتی که انتظار نمی رود در شرایط عادی و موثر تولید به وجود آیند و قابل کنترل می باشند ، ضایعات غیر عادی نامند. قیمت تمام شده ضایعات غیرعادی به حساب سود و زیان منظور می گردد.

تعریف حسابداری صنعتی:

حسابداری صنعتی به شاخه ای از حسابداری اطلاق می شود که وظیفه اش جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه ، محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات ( ادارات دولتی ، شرکت ها ، بیمه ، هزینه ی حمل و نقل یک تن بار یا جا به جایی یک مسافر را در طول یک کیلومتر محاسبه نمود. موسسات آموزشی می توانند هزینه آموزش یک دانش آموز یا دانشجو را برای گذراندن یک واحد درسی در ساعت یا یک ترم تحصیلی محاسبه نمایند. ) هم چنین ارائه روش های تقلیل بهای تمام شده تولید از طریق تجزیه و تحلیل گزارش ها می باشد.

 

هدف های سیستم حسابداری صنعتی :

1-کاهش قیمت هر واحد تولید از طریق کنترل منطقی هزینه ها به طوری که کیفیت محصول تولید شده ، تقلیل نیابد.

2-شناخت مراکز هزینه ، عوامل بهای تمام شده و هم چنین تفکیک هزینه ها و نحوه ی تسهیم آنها بین مراکز مختلف هزینه.

3-هدایت مدیران جهت استفاده بهینه از عوامل تولید به منظور رسیدن به اهداف واحد تولیدی ، هم چنین ایجاد دقت و اعتماد در ارتباط با کنترل کمی و کیفی محصولات ساخته شده.

4-تعیین بهای تمام شده یک واحد کالای ساخته شده و هم چنین پیش بینی ضایعات و محاسبه بهای تمام شده آن و تعیین نرخ های استاندارد برای عوامل مختلف هزینه.

 

تفاوت اساسی حسابداری صنعتی با حسابداری مالی :

تفاوت بین این دو نوع حسابداری در این است که حسابداری صنعتی متعهد به محاسبه تفصیلی قیمت تمام شده تولید در کل و جزء است ولی حسابداری مالی متعهد به تلخیص نتایج عمکرد و محاسبه سود و زیان دوره ای و تعیین وضعیت مالی موسسه طبق اصول عمومی پذیرفته شده در حسابداری است.

 

اصطلاحات متداول در حسابداری صنعتی:

در ادامه تعدادی از اصطلاحات  متداول در حسابداری صنعتی به اختصار توضیح داده می شود :

هزینه تولید :

هزینه تولید عبارت است از ترکیب عناصر سه گانة مواد مستقیم ، کارمستقیم و سربار کارخانه.

هزینه دوره مالی :

هزینه دوره مالی عبارت است از منابع مصرف شده در فعالیت های غیرتولیدی مانند هزینه های اداری ، فروش ، مالی ، توزیع و بسته بندی.

هزینه کل عملیات :

عبارت است از مجموع هزینه های تولید وهزینه های دوره مالی.

هزینه اولیه یا بهای اولیه :

هزینه اولیه عبارت است از مجموع هزینه های مواد مستقیم و کار مستقیم.

هزینه تبدیل :

هزینه تبدیل عبارت است از مجموع هزینه های کار مستقیم و سربار کارخانه.

مواد :

مواد عبارت است از عناصر ساختاری و شکل دهنده کالا. مواد در هزینه یابی به دو دسته تقسیم می شوند که اصطلاحاً به مواد مستقیم و مواد غیر مستقیم موسوم اند.

مواد مستقیم :

منظور موادی است که کالبد اصلی محصول را تشکیل می دهد و مقدار مصرف شدة آن در کالا مشخص و معین ، به سهولت قابل ردیابی ، اندازه گیری و محاسبه باشد مانند سیمان در بلوک سیمانی ، خاک رس در آجر ، چوب در مبل ، پارچه در لباس.

مواد غیر مستقیم :

موادی گفته می شود که مقدار مصرف شده آن در تولید مشخص ، معین ، به سهولت قابل اندازه گیری ، ردیابی و محاسبه نباشد و یا طبق نظریه اهمیت نسبی ارزش ردیابی و اندازه گیری نداشته باشد مانند سمباده در مبل سازی ، میخ در کفاشی ، میلة الکترود در جوشکاری ؛ مواد غیر مستقیم جزء سربار کارخانه است.

کار :

عبارت است از تلاش بدنی و فکری ( فیزیکی و ذهنی ) انسان برای تولید ، کار عامل تغییر و تبدیل مواد به کالا است.

کار نیز به دو دسته تفکیک می شود که اصطلاحاً به کار مستقیم و غیر مستقیم موسوم اند.

کار مستقیم :

عبارت است از هزینه مزد و حقوق و مزایا برای تولید که مقدار آن به سهولت در ارتباط با کالای مشخص و معینی قابل ردیابی ، اندازه گیری و محاسبه باشد مانند مزد کارگر حروفچین در چاپ خانه ، مزد کارگر صافکار در تعمیرات اتومیبل.

کار غیرمستقیم :

عبارت است از مزد و حقوق و مزایای کارکنان کارخانه که شخصاً در ارتباط با کالای معلوم و معینی به سهولت قابل ردیابی ، اندازه گیری و محاسبه نباشد. مانند مزد نگهبان کارخانه ، حقوق سرپرست کارگاه ، حقوق انبار دار و … ؛ کار غیر مستقیم جزء سربار کارخانه است.

سربار کارخانه :

کلیه هزینه های عمومی و مشترک کارخانه ( شامل مواد غیر مستقیم و کار غیر مستقیم )  در یک دوره تولید یا دوره مالی ، اصطلاحاً سربار نامیده می شود. مهم ترین اقلام هزینه های سربار عبارتند از مواد غیر مستقیم ، کار غیرمستقیم ، اجاره ، عوارض بیمه ، حقوق و مزایای سرپرستان ، کارکنان انبار ، پرسنل حسابداری کارخانه و کارکنان کارگزینی کارخانه ، استهلاک های مربوط به کارخانه ، آب و برق و سوخت روشنایی کارخانه ، تعمیر و نگهداری و نگهبانی کارخانه.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا